دیکشنری فارسی

wastage

UKweistidʒ

معنی فارسی

تفريط شدگي کاهش ضايعات

معنی کامل و مثال‌ها

/wāst´ij/n.

● اسراف، هرزگساری، نفله‌سازی، اتلاف، هدردهی، بر باد دهی

● ضایعات، تبست‌ها، تباهان، تباهش

● (زمین شناسی - فرآیند کم شدن توده‌های برف و یخکوه و غیره در اثر ذوب یا تبخیر و غیره) برف‌کاست، یخ‌کاست، ستبرا کاست

تعریف انگلیسی

noun
  1. the process of wasting
  2. anything lost by wear or waste

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن