wastage
UKweistidʒ
معنی فارسی
تفريط شدگي کاهش ضايعات
معنی کامل و مثالها
/wāst´ij/n.
● اسراف، هرزگساری، نفلهسازی، اتلاف، هدردهی، بر باد دهی
● ضایعات، تبستها، تباهان، تباهش
● (زمین شناسی - فرآیند کم شدن تودههای برف و یخکوه و غیره در اثر ذوب یا تبخیر و غیره) برفکاست، یخکاست، ستبرا کاست
تعریف انگلیسی
noun
- the process of wasting
- anything lost by wear or waste