دیکشنری فارسی

wasteland

US'weıs'tlænd

معنی فارسی

زمين باير لم يزرع.

معنی کامل و مثال‌ها

/-land´/n.

● بیابان برهوت، یباب، زمین بی آب و علف، خشکسار

● خرابات، خراب آباد

● کار بی‌فایده، وضع افتضاح

تعریف انگلیسی

noun
  1. an uninhabited wilderness that is worthless for cultivation “the barrens of central Africa” “the trackless wastes of the desert”

واژه‌های دیگر با معنی «زمين باير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن