دیکشنری فارسی

watch and ward

معنی فارسی

حق نگهباني روزانه و شبانه

معنی کامل و مثال‌ها

● (به ویژه پاسداران) نگهبانی و حراست کردن، پاسداری کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن