دیکشنری فارسی

watch chain

UKwɔtʃtʃein

معنی کامل و مثال‌ها

● (ساعت جیبی) زنجیر، بند

تعریف انگلیسی

noun
  1. short chain or ribbon attaching a pocket watch to a man's vest

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن