دیکشنری فارسی

watch guard

معنی فارسی

زنجير يا طنابي که براي نگهداشتن و پاييدن

کسي بکار ميبرند

تعریف انگلیسی

noun
  1. short chain or ribbon attaching a pocket watch to a man's vest

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن