water container معنی فارسی ظرف آب واژههای دیگر با معنی «ظرف آب» footwarmer ظرف آب گرم که در اطاق راه آهن براي گرم کردن، پا ميگذارند font حوض براي آب تعميد، ظرف براي نگاهداري آب مقدس، انبار