دیکشنری فارسی

water displacement

UKwɔːtərdispleismənt

معنی فارسی

زهکشي کردن ، زهکشي ، سيستم زهکشي مهمات

نوعي روش پر کردن خرج فسفر سفيد در داخل

گلوله

واژه‌های دیگر با معنی «زهکشي کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن