water pressure معنی فارسی فشار آب واژههای دیگر با معنی «فشار آب» water guage فشار سنج آب vapour pressure فشار بخار آب hydraulic pressure test آزمايش فشار آب water suit لباس ضد فشار آب، لباس ضد نيروي ثقل antiblackout suit لباس ضد فشار آب confined water سفره آب با فشار hydrostatic وابسته به فشار آب ساکن jet mixer مخلوط کننده با فشار آب jetting of piles کوبيدن شمعها با فشار آب hydraulician متخصص علم استفاده از فشار آب، عالم به علم آب رساني