water reservoir معنی فارسی استخر آب انبار درياچه (يزد) واژههای دیگر با معنی «استخر» lin استخر، درياچه کوچک، ابشار swimming pool استخر شنا millpond استخر آسياب، حوض آسياب، تنوره ي آسياب long course استخر 50 متر wading pool استخر کودکان. accelator استخر ته نشيني poolside کنار استخر شنا diving well قسمت عميق استخر indoor swimming pool استخر سر پوشيده flip turn برگشت انتهاي استخر، سالتو