دیکشنری فارسی

water supply

UKwɔːtərsəplai

معنی فارسی

ذخيره آب آب رساني تهيه آب تامين آب

معنی کامل و مثال‌ها

● (سازگان یا سیستم) آبرسانی

● میزان آب در دسترس هر شهر و غیره، ذخیره‌ی آب

● آب لوله کشی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a facility that provides a source of water “the town debated the purification of the water supply” “first you have to cut off the water”

واژه‌های دیگر با معنی «ذخيره آب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن