دیکشنری فارسی

water table

معنی فارسی

آبريز (ساختمان)

معنی کامل و مثال‌ها

● سفره‌ی آب، رویه‌ی ایستایی، آب ایستی

● (معماری) برآمدگی لبه‌ی دیوار یا بام (که از جاری شدن آب روی بدنه‌ی دیوار جلوگیری می‌کند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. underground surface below which the ground is wholly saturated with water “spring rains had raised the water table”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن