water-mill معنی فارسی آسياب واژههای دیگر با معنی «آسياب» mill آسياب، چرخ، ماشين mill race آب آسياب، جوي آسياب millstone سنگ آسياب، آسياب سنگ mill dam بند آسياب mill wright آسياب ساز millpond استخر آسياب، حوض آسياب، تنوره ي آسياب headrace تنوره آسياب، کانال آباره mealmen کارگر آسياب، آرد فروش edge mill آسياب غلطکي jaw-tooth دندان آسياب