waterborne
UKwɔːtəbɔːn
US'wɔtə'bɔ:n
معنی فارسی
آب برد
معنی کامل و مثالها
/-bôrn´/adj.
● (شناور بر آب یا حمل شونده توسط آب) آبآورد، آبی، آب برد
waterborne diseases
بیماریهای آب آورد
waterborne traffic
ترافیک آبی
تعریف انگلیسی
adjective
- transported by water “waterborne freight”
- supported by water “waterborne craft”