دیکشنری فارسی

waterborne

UKwɔːtəbɔːn US'wɔtə'bɔ:n

معنی فارسی

آب برد

معنی کامل و مثال‌ها

/-bôrn´/adj.

● (شناور بر آب یا حمل شونده توسط آب) آب‌آورد، آبی، آب برد

waterborne diseases

بیماری‌های آب آورد

waterborne traffic

ترافیک آبی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. transported by water “waterborne freight”
  2. supported by water “waterborne craft”

واژه‌های دیگر با معنی «آب برد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن