دیکشنری فارسی

watercraft

UKwɔːtəkrɑːft

معنی فارسی

مهارت در کشتيراني يا قايقراني،

کشتي - شناسي، ناوشناسي

مهارت در ورزشهاي آبي آب بازي،شناگري

وسيله ي نقليه ي آبي ، ترابرآبي

معنی کامل و مثال‌ها

/-kraft´/n., pl.

مهارت در کشتیرانی یا قایقرانی، کشتی شناسی، ناوشناسی

مهارت در ورزش‌های آبی (مانند شنا یا غواصی) آب بازی، شناگری

وسیله‌ی نقلیه‌ی آبی (مانند کشتی)، ترابرآبی

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle English water + craft. First known use in 1566.

مثال

  • He used his watercraft to cross the lake.
  • The marina was filled with various types of watercraft.
  • The watercraft was equipped with the latest navigation systems.

ترکیب‌های رایج

Sail a watercraft Watercraft navigation Watercraft rental Watercraft safety

تعریف انگلیسی

noun
  1. skill in the management of boats
  2. a craft designed for water transportation

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن