waterfront
UKwɔːtəfrʌnt
US'wɔtəf'rʌnt
معنی فارسی
اب کنار، اب نما، پيشرفتگي خشکي در اب،
اسکله .
محل اسکله ها، لنگرگاه
معنی کامل و مثالها
/-frunt´/n.
● زمین کنار رود یا دریا، رود کنار، دریا کنار، آبکنار، ساحل، کرانه
● (بندر) محل اسکلهها، لنگرگاه
تعریف انگلیسی
noun
- the area of a city (such as a harbor or dockyard) alongside a body of water