دیکشنری فارسی

waterfront

UKwɔːtəfrʌnt US'wɔtəf'rʌnt

معنی فارسی

اب کنار، اب نما، پيشرفتگي خشکي در اب،

اسکله .

محل اسکله ها، لنگرگاه

معنی کامل و مثال‌ها

/-frunt´/n.

● زمین کنار رود یا دریا، رود کنار، دریا کنار، آب‌کنار، ساحل، کرانه

● (بندر) محل اسکله‌ها، لنگرگاه

تعریف انگلیسی

noun
  1. the area of a city (such as a harbor or dockyard) alongside a body of water

واژه‌های دیگر با معنی «اب کنار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن