دیکشنری فارسی

watering place

UKwɔːtəriŋpleis

معنی فارسی

آبشخور ، چشمه معدني ، جاي آب تني در لب دريا

معنی کامل و مثال‌ها

● محل آب خوردن جانوران، آبشخور، آبخورگاه

● محل به دست آوردن آب نوشیدنی، آبگاه

● (انگلیس) تفریحگاه دارای چشمه‌ی آب معدنی، تفریحگاه کنار دریا

● (عامیانه) رجوع شود به: watering hole

تعریف انگلیسی

noun
  1. a health resort near a spring or at the seaside

واژه‌های دیگر با معنی «آبشخور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن