دیکشنری فارسی

waterish

معنی فارسی

چيز ابکي، هر چيزي شبيه اب.

معنی کامل و مثال‌ها

/-ish/adj.

● رجوع شود به: watery

مترادف‌ها

adjective
1. Aqueous, moist, wet, watery.
2. Thin, diluted, weak, like water, watery.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن