waterline
UKwɔːtəlain
معنی فارسی
خط آب
معنی کامل و مثالها
/-līn´/n.
● (در بدنهی خارجی کشتی) خط آب، آبخور کشتی
● لولهی آب، شاه لولهی آب
● رجوع شود به: watermark