دیکشنری فارسی

waterline

UKwɔːtəlain

معنی فارسی

خط آب

معنی کامل و مثال‌ها

/-līn´/n.

(در بدنه‌ی خارجی کشتی) خط آب، آبخور کشتی

لوله‌ی آب، شاه لوله‌ی آب

رجوع شود به: watermark

واژه‌های دیگر با معنی «خط آب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن