watermanship معنی فارسی اب بازي قايقراني. واژههای دیگر با معنی «اب بازي» diving اب بازي، غواصي swimming شنا، شناگري، اب بازي slyness اب زير کاهي، سر بتويي، حيله گري equivocate دوپهلوحرف زدن، سخن اب بردارگفتن، زبان بازي کردن