دیکشنری فارسی

waterway

UKwɔːtəwei US'wɔtə'weı

معنی فارسی

ابراه ، مسير ابي ، راه ابي ،

مسيردريايي و رودخانه اي.

معنی کامل و مثال‌ها

/-wā´/n.

● آبراه (اعم از کانال یا رودخانه یا راه دریایی)، آبراهه، آوره

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle English, from water + way.

مثال

  • The canal is a major waterway that connects the two cities.
  • The city's waterways are clean and well-maintained.
  • The waterway was blocked by a fallen tree.

ترکیب‌های رایج

Major waterway Navigable waterway Inland waterway

تعریف انگلیسی

noun
  1. a navigable body of water
  2. a conduit through which water flows

واژه‌های دیگر با معنی «ابراه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن