دیکشنری فارسی

waxen (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/wak´sǝn/adj.

● مومی، ساخته شده از موم

waxen tapers

شمع‌های مومی

● پوشیده شده از موم، موم‌اندود

● موم مانند، زرد، رنگ پریده، چرب و نرم، دگردیس کردنی یا شدنی، تغییرپذیر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن