دیکشنری فارسی

waxes

UKwæksiz US'wæksız

معنی فارسی

موم مومي کردن موم کشيدن موم ماليدن (به) با موم اندودن موم اندود کردن

واژه‌های دیگر با معنی «موم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن