دیکشنری فارسی

waylay

معنی فارسی

در کمين (کسي) نشستن ، کمين کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/wā´lā´, wā´lā´/vt.

کمین کردن، سر راه کسی خف کردن

جلو کسی سبز شدن

he was waylaid by bandits

سارقین جلو راهش را گرفتند.

مترادف‌ها

verb active
Lie in wait for (with evil intent), lie in ambush for.

واژه‌های دیگر با معنی «در کمين (کسي) نشستن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن