waylay
معنی فارسی
در کمين (کسي) نشستن ، کمين کردن
معنی کامل و مثالها
/wā´lā´, wā´lā´/vt.
● کمین کردن، سر راه کسی خف کردن
● جلو کسی سبز شدن
he was waylaid by bandits
سارقین جلو راهش را گرفتند.
مترادفها
verb active
Lie in wait for (with evil intent), lie in ambush for.