wayworn
معنی فارسی
خسته و مانده در اثر سفر، خسته و کوفته .
معنی کامل و مثالها
/-wôrn´/adj.
● خسته و وامانده (در اثر مسافرت)
مترادفها
adjective
Wearied by travelling, travel stained, footsore, weary, fatigued.
خسته و مانده در اثر سفر، خسته و کوفته .
/-wôrn´/adj.
● خسته و وامانده (در اثر مسافرت)
adjective
Wearied by travelling, travel stained, footsore, weary, fatigued.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن