دیکشنری فارسی

wayworn

معنی فارسی

خسته و مانده در اثر سفر، خسته و کوفته .

معنی کامل و مثال‌ها

/-wôrn´/adj.

خسته و وامانده (در اثر مسافرت)

مترادف‌ها

adjective
Wearied by travelling, travel stained, footsore, weary, fatigued.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن