دیکشنری فارسی

weak-minded

معنی کامل و مثال‌ها

/-mīn´did/adj.

● کم اراده، سست عنصر

● مردد، دودل

● کم هوش، کند ذهن

● سخیف، ابله

● حاکی از ضعف نفس، ابلهانه، نابخردانه

a weak-minded decision

یک تصمیم نابخردانه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن