دیکشنری فارسی

weakling

UKwiːkliŋ

معنی فارسی

آدم يا جانور ضعيف

معنی کامل و مثال‌ها

/-liŋ/n.

● (انسان یا جانور) کم بنیه، کم زور، ضعیف، ناتوان

● کم هوش

● ضعیف‌النفس، کم اراده، سست عنصر

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who is physically weak and ineffectual

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن