wean (1)
معنی کامل و مثالها
/wēn/vt.
● از شیر گرفتن
she weaned her children about the age of two
در حدود سن دو سالگی کودکان خود را از شیر میگرفت.
● ترک (عادت و غیره) دادن، باز داشتن، منصرف کردن
Mary's constant advice weaned Paul away from gambling
پندهای دائم مریم موجب شد که پال دست از قمار بردارد.