weather-beaten
معنی کامل و مثالها
/-bēt´'n/adj.
● هوا زده، (در اثر باد و باران و غیره) رنگ و رو رفته، کهنه
● (به ویژه پوست صورت و دستها) آفتابزده، باد و باران دیده، زبر و چروکیده، آفتاب سوخته
the old sailor's weather-beaten face
چهرهی آفتاب سوختهی ملوان پیر
تعریف انگلیسی
adjective
- tanned and coarsened from being outdoors “a weather-beaten face”
- worn by exposure to the weather “a house of weathered shingles”