دیکشنری فارسی

weather-beaten

معنی کامل و مثال‌ها

/-bēt´'n/adj.

● هوا زده، (در اثر باد و باران و غیره) رنگ و رو رفته، کهنه

● (به ویژه پوست صورت و دست‌ها) آفتاب‌زده، باد و باران دیده، زبر و چروکیده، آفتاب سوخته

the old sailor's weather-beaten face

چهره‌ی آفتاب سوخته‌ی ملوان پیر

تعریف انگلیسی

adjective
  1. tanned and coarsened from being outdoors “a weather-beaten face”
  2. worn by exposure to the weather “a house of weathered shingles”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن