دیکشنری فارسی

weather-bound

معنی کامل و مثال‌ها

/-bound´/adj.

● (مسافر یا هواپیما و غیره) دچار وقفه یا تاخیر (به‌خاطر هوای بد)، در توفان و غیره گیر افتاده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. delayed or shut in by bad weather “weather-bound traffic” “irritable weather-bound children”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن