دیکشنری فارسی

weatherworn

معنی فارسی

فرسوده در اثر باد و باران و هوا، کهنه .

معنی کامل و مثال‌ها

/-wôrn´/adj.

● رجوع شود به: weather-beaten

تعریف انگلیسی

adjective
  1. worn by exposure to the weather “a house of weathered shingles”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن