دیکشنری فارسی

webbing

UKwebiŋ US'webıŋ

معنی فارسی

حاشيه ضخيم پارچه اي که وسط آن نازکتر باشد

معنی کامل و مثال‌ها

/web´iŋ/n.

نوار بافته (از نخ پنبه یا کتان و غیره)، تسمه‌ی بافته، کمربند بافته

(پای اردک و غیره) پرده

بخش بافته شده‌ی راکت تنیس و غیره، زه، زهبافت

تعریف انگلیسی

noun
  1. something forming a web (as between the toes of birds)
  2. a narrow closely woven tape; used in upholstery or for seat belts
  3. a strong fabric woven in strips

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن