webbing
UKwebiŋ
US'webıŋ
معنی فارسی
حاشيه ضخيم پارچه اي که وسط آن نازکتر باشد
معنی کامل و مثالها
/web´iŋ/n.
● نوار بافته (از نخ پنبه یا کتان و غیره)، تسمهی بافته، کمربند بافته
● (پای اردک و غیره) پرده
● بخش بافته شدهی راکت تنیس و غیره، زه، زهبافت
تعریف انگلیسی
noun
- something forming a web (as between the toes of birds)
- a narrow closely woven tape; used in upholstery or for seat belts
- a strong fabric woven in strips