دیکشنری فارسی

webby

معنی فارسی

وابسته به تار، تنيدني،

پر از تار عنکبوت و غيره .

تارمند، تنسته مانند، همباف مانند، تورينه مانند،

توريمانند

معنی کامل و مثال‌ها

/-ē/adj.

● (پای اردک و غیره) پرده‌دار

● تارمند، تنسته مانند، همباف مانند، تورینه مانند، توری‌مانند

ریشه و کاربرد

ریشه

Derived from the noun 'web' with the suffix '-y' indicating 'characterized by or inclined to'.

مثال

  • The spider's webby creation was intricate and beautiful.
  • The old attic was filled with webby corners.
  • The webby fabric was delicate and light.

ترکیب‌های رایج

webby fabric webby design webby corners webby structure

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having open interstices or resembling a web

واژه‌های دیگر با معنی «وابسته به تار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن