دیکشنری فارسی

weed (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/wēd/n., vi., vt.

● علف هرزه، هرز گیاه

● (عامیانه - با: the) توتون، سیگار، سیگار برگ

● (عامیانه) ماری‌جوانا

● یابو، اسب وامانده

● وجین کردن، پر خو کردن

to weed a flower garden

وجین کردن باغچه

● (مواد زائد را) جدا کردن، بیرون ریختن، حذف کردن

to weed out the misspelled words from a text

متنی را از غلط‌های املائی زدودن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن