دیکشنری فارسی

weekday

UKwiːkdei US'wi:k'deı

معنی فارسی

روز هفته .

وابسته به روزهاي هفته

معنی کامل و مثال‌ها

/-dā´/n., adj.

● روز هفته (به جز یکشنبه یا روزهای تعطیل)، روز کار

● وابسته به روزهای هفته (یا روزهای کار)

weekday hours: 8 a.m. to 5 p.m.; weekend hours: 2 to 5 p.m.

ساعات کار در روزهای هفته: 8 صبح تا 5 بعدازظهر، ساعات کار در شنبه و یکشنبه: 2 تا 5 بعدازظهر

ریشه و کاربرد

ریشه

From English week + day, first recorded in the 13th century.

مثال

  • The museum is closed on a weekday.
  • I work on a weekday and rest on weekends.
  • The park is less crowded on a weekday.

ترکیب‌های رایج

During a weekday On a weekday A weekday only

تعریف انگلیسی

noun
  1. any day except Sunday (and sometimes except Saturday)

واژه‌های دیگر با معنی «روز هفته .»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن