دیکشنری فارسی

weekend or week-end

معنی کامل و مثال‌ها

/wēk´end´/n., vi., adj.

● تعطیلی آخر هفته (شنبه و یکشنبه)، هفته پایان (week end هم می‌نویسند)، آخر هفته

● وابسته به آخر هفته، هفته پایانی

a week-end trip

سفر پایان هفته

● پایان هفته را در محلی گذراندن، تعطیلات آخر هفته را گذراندن

we weekended in Damavand

پایان هفته را در دماوند سپری کردیم.

* long weekend

تعطیلات پایان هفته‌ی طولانی (مثلا جمعه و شنبه و یکشنبه)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن