weekly allowance معنی فارسی هفتگي واژههای دیگر با معنی «هفتگي» weeklies هفتگي، يکبار رخ دهنده، هفته بهفته weekly هفتگي، يکبار رخ دهنده، هفته بهفته hebdomadal هفتگي weekly storage مخزن هفتگي weekly progress report گزارش هفتگي کار school pence پول هفتگي اموزشگاه semiweekly رخ دهنده دومرتبه در هفته، نيم هفتگي.، مجله ي نيم ـ هفتگي triweekly هر سه هفته يکبار، سه هفته اي.، هفته اي سه بار