دیکشنری فارسی

weeping

UKwiːpiŋ US'wi:pıŋ

معنی فارسی

گريه کننده تراوش دار گريه

معنی کامل و مثال‌ها

/-piŋ/n., adj.

اشک‌ریزی، گریه، گریه و زاری، مویه

his mother was weeping and smiling at the same time

مادرش اشک می‌ریخت و در عین حال لبخند بر لب داشت

دارای شاخه‌های آویخته

weeping willow

بید مجنون

اشک‌ریز، گریان، پر اشک، توام با اشک‌ریزی

I tried to calm the weeping child

سعی کردم کودک گریان را آرام کنم.

weeping gratitude

امتنان توام با اشک‌ریزی

چکه کننده، عرق کننده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. showing sorrow
  2. having branches or flower heads that bend downward “nodding daffodils” “the pendulous branches of a weeping willow” “lilacs with drooping panicles of fragrant flowers”

واژه‌های دیگر با معنی «گريه کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن