دیکشنری فارسی

weepy

US'wi:pı

معنی فارسی

عزادار نالا ن گريان.

معنی کامل و مثال‌ها

/wē´pē/adj.

● اشکبار، پر اشک، متمایل به گریه و زاری

● تراونده، آب چکان، عرق ریز

● غم‌انگیز، اشک‌آور، محزون کننده

ریشه و کاربرد

ریشه

Derived from the verb 'weep' + '-y'. First known use in the 19th century.

مثال

  • She is feeling weepy after watching the movie.
  • The weepy song made him emotional.
  • He is a weepy child, crying at the slightest upset.

ترکیب‌های رایج

Feeling weepy Weepy movie Weepy song Weepy child

تعریف انگلیسی

adjective
  1. liable to weep easily

واژه‌های دیگر با معنی «عزادار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن