دیکشنری فارسی

weigh (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/wā/vt., vi.

● وزن کردن، کشیدن

I weighed myself

خودم را وزن کردم.

they weigh the meat carefully

گوشت را با دقت وزن می‌کنند.

● مقایسه کردن، سنجیدن، سبک و سنگین کردن، ارزیابی کردن، همسنجی کردن

the advantages of this drug must be weighed against its disadvantages

فواید این دارو باید با مضار آن همسنجی شود.

experts are weighing the importance of this event

کارشناسان دارند اهمیت این رویداد را بررسی می‌کنند.

to weigh up one's chance of success

امکان موفقیت خود را سنجیدن

we have to weigh our next move carefully

بایستی به دقت حرکت بعدی را بسنجیم.

● سنگین(تر) کردن، وزن افزودن (به)

he weighed the sack with stones so that it would sink

با سنگ کیسه را سنگین کرد تا در آب فرو برود.

● (معمولا با: out) سهم دادن، بخش دادن، حصه کردن

Parvin weighed out equal portions to all of us

پروین به هر یک از ما به طور مساوی سهم داد.

● (با دقت) برگزیدن، انتخاب کردن

to weigh one's words

واژه‌های خود را با دقت گزیدن

● وزن داشتن

the suitcase weighs ten pounds

چمدان ده پوند وزن دارد.

● (کشتیرانی) لنگر برداشتن، لنگر کشیدن

● اهمیت داشتن

● اثر داشتن، تحت تاثیر قرار دادن، (به وجدان و غیره) فشار آوردن، معذب کردن

the lawyer's words weighed heavily with the jury

سخنان وکیل هیات منصفه را سخت تحت تاثیر قرار داد.

what he had done weighed on his conscience

اعمالی که انجام داده بود وجدان او را معذب می‌کرد.

● سنگینی کردن، طاقت‌فرسا بودن، وبال گردن بودن، بار گران بودن

the old rifle was weighing on his shoulder

تفنگ قدیمی روی شانه‌اش سنگینی می‌کرد.

taxes weighed heavily on the people

مالیات‌ها برای مردم طاقت‌فرسا بودند.

* weigh anchor

لنگر کشیدن، لنگر برداشتن

* weigh down

1- سنگینی کردن 2- تحت تاثیر ناخوشایند قرار دادن، وبال بودن

branches weighed down with fruit

شاخه‌هایی که میوه بر آنها سنگینی می‌کرد

depression weighs him down

افسردگی او را آزار می‌دهد.

* weigh in

1- وزن کردن 2- وزن شدن (به‌ویژه برای شرکت در مسابقه بوکس یا کشتی و غیره) 3- (باهایفن) عمل وزن کردن

* weighing machine

باسکول، ترازو

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن