دیکشنری فارسی

weirdly

UKwiədliː US'wıədlı

معنی فارسی

بطور غير عادي و مرموز.

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a weird manner “she was dressed weirdly” “Derived from adjective: weird”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن