well proportioned معنی فارسی با تناسب متناسب موزون واژههای دیگر با معنی «با تناسب» misalliance عروسي با پست تر از خود، پيوند ناجور، وصلت بي تناسب mesalliance عروسي با پست تراز خود، پيوند ناجور، وصلت بي تناسب proprotionable متناسب، با قرينه، تناسب پذير