دیکشنری فارسی

well-appointed

معنی کامل و مثال‌ها

/wel´ǝ point´id/adj.

● خوب مبلمان شده، دارای تجهیزات یا اثاثیه‌ی خوب

a well-appointed office

یک اداره‌ی کاملا مجهز

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having a full array of suitable equipment or furnishings “a well-appointed kitchen” “a well-appointed apartment”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن