دیکشنری فارسی

well-founded

معنی کامل و مثال‌ها

/-foun´did/adj.

● مستند، بجا، با دلیل، موجه

a well-founded suspicion

سوظن بجا

تعریف انگلیسی

adjective
  1. based on sound reasoning or evidence “well-founded suspicions”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن