دیکشنری فارسی

welsh

UKwelʃt USweltʃ

معنی فارسی

قسمتي از بريتانياي کبير ، اهل ويلز ،

زبان ويلز ، وابسته به wales

معنی کامل و مثال‌ها

/welsh/vi.

● (خودمانی) خلف وعده کردن، نکول کردن، (پرداخت وام یا مبلغ باخته در قمار) طفره زدن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a native or resident of Wales
  2. a Celtic language of Wales
  3. a breed of dual-purpose cattle developed in Wales
  4. of or relating to or characteristic of Wales or its people or their language “the Welsh coast” “Welsh syntax” “Pertains to noun: Cambria (for: Cambrian), Wales”
verb
  1. cheat by avoiding payment of a gambling debt “Somebody ----s”

واژه‌های دیگر با معنی «قسمتي از بريتانياي کبير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن