دیکشنری فارسی

westernize

UKwestənaiz US'westə'naız

معنی فارسی

غربي کردن، غربي شدن،

تمدن غربي را پذيرفتن.

معنی کامل و مثال‌ها

/-īz´/vt.

● (از نظر شخصیت و آداب و غیره) غربی کردن، باختر گرای کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. make western in character “The country was Westernized after it opened up” “Somebody ----s somebody” “Something ----s somebody”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن