wettable
معنی فارسی
خيس کردني. آبپذيري آبيدگي
معنی کامل و مثالها
/wet´ǝ bǝl/adj.
● خیس شدنی یا کردنی، تر شدنی، تر شو، قابل خیس کردن
● (فیزیک - شیمی) آبپذیری، آبیدگی
خيس کردني. آبپذيري آبيدگي
/wet´ǝ bǝl/adj.
● خیس شدنی یا کردنی، تر شدنی، تر شو، قابل خیس کردن
● (فیزیک - شیمی) آبپذیری، آبیدگی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن