دیکشنری فارسی

wetting

UKwetiŋ

معنی فارسی

مايعي که براي تر ساختن يا خمير کردن چيزي

بکار رود

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of making something wet
  2. a euphemism for urination “he had to take a leak”

واژه‌های دیگر با معنی «مايعي که براي تر ساختن يا خمير کردن چيزي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن