دیکشنری فارسی

whacking

UKwækiŋ US'wækıŋ

معنی فارسی

خيلي بزرگ ، بسيار عظيم ، پر سر و صدا.

معنی کامل و مثال‌ها

/wak´iŋ/adj.,adv.

(انگلیس - عامیانه)

بسیار بزرگ، گنده، عظیم

بسیار، خیلی، واقعا

a whacking great dinner

یک شام واقعا محشر

واژه‌های دیگر با معنی «خيلي بزرگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن