whale (1)
معنی کامل و مثالها
/hwāl, wāl/n., pl.
● (جانور شناسی) نهنگ، وال، بـال (راستههای Mysticeta و Odontoceta)
● وال شکار کردن، نهنگ گرفتن
too much whaling can make whales extinct
شکار بی رویه نهنگ میتواند نژاد آن را منقرض کند.
* a whale of a
(عامیانه) عالی، بزرگ، محشر، غولآسا
a whale of a story!
یک داستان معرکه!
a whale of a difference
تفاوت بسیار زیاد