دیکشنری فارسی

whalebone

UKweilboun

معنی فارسی

گفته ميشود whale-din (استخوان آرواره نهنگ)

دربازرگاني

معنی کامل و مثال‌ها

/-bōn´/n.

● استخوان وال، استخوان نهنگ (که سابقا از آن کرست و غیره می‌ساختند)

● رجوع شود به: baleen

تعریف انگلیسی

noun
  1. a horny material from the upper jaws of certain whales; used as the ribs of fans or as stays in corsets

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن